تبلیغات
دانستنیها ... - چرا می ترسیم ؟
دانستنیها ...
مطالب و مقالات علمی ، پزشکی ، فرهنگی ، آموزشی و ...
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 6 تیر 1390


همه ما ترس را تجربه کرده‌ایم، نگران بوده‌ایم و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که اضطراب مانع از انجام درست کارهایمان شده است اما واقعا منظور از ترس چیست و نگران بودن چه معنایی دارد؟

 ترس به بیانی ساده یكی از پیچیده‌ترین پرسش‌های علم پزشكی و روان‌شناسی است كه دانشمندان دهه‌هاست برای پیدا كردن پاسخ‌هایی منطقی به آن و همچنین راه‌حلی مناسب برای غلبه بر این حس، مشغول انجام تحقیقات دامنه‌دار هستند.

ترس، ناشی از فرایندی در جسم و بدن ماست که با چیزی که می‌بینیم، می‌شنویم و لمس می‌کنیم آغاز می‌شود و منشأ آن هم ممکن است دنیای بیرون یا تصورات خودمان باشد اما در هر صورت هیجان خوشایندی نیست و باعث دلهره و نگرانی می‌شود، ضربان قلب را شدت می‌بخشد و می‌تواند عامل بروز بسیاری از خطاها و حتی بیماری‌ها شود.

معمولا ترس‌ها 2 نوع هستند؛ واقعی و غیرواقعی. ترس واقعی یا مفید در لحظه جاری شکل می‌گیرد. این نوع ترس ما را وامی‌دارد که برای گریز از خطر دست به عمل بزنیم، بنابراین سودمند است چون ما را از خطرات احتمالی نجات می‌دهد. اما ترس غیرواقعی از تصور ما درباره آنچه ممکن است اتفاق نیفتد ناشی می‌شود. این نوع ترس اغلب درباره چیزی است که دوست نداریم در آینده روی دهد. بدین‌ترتیب همیشه تصوراتی آزاردهنده از موقعیتی سخت خواهیم داشت که جز آزار و اذیت، ثمره‌ای برای ما نخواهد داشت.نوع دیگری از ترس هم به نام ترس مرضی یا «فوبیا»ست که ترسی فراتر از ترس معمولی است؛ فوری، غیرمعقول و شدید درباره یک موقعیت، یک حیوان یا چیزی است که به طور مستقیم تهدیدآمیز نیستند اما فرد را بیمار ساخته و حال او را دگرگون می‌کنند.



ترس‌های مرضی رایج دیگر، ترس از سوارشدن به آسانسور، ترس از دندانپزشکی و ترس از جمعیت و شلوغی است. همه این ترس‌ها ممکن است تا حدی با خطر همراه باشند اما فرد در صورتی که مبتلا به ترسی مرضی باشد به طور قطع از موقعیت و فکر کردن درباره آن اجتناب خواهد کرد. افرادی که دچار این نوع ترس هستند می‌دانند خطری واقعی در کار نیست؛ هرچند ممکن است بعدا سعی کنند که ترس‌شان را توجیه کنند. اما ترس مرضی، خفیف یا قوی است. ترس یا فوبیای ضعیف باعث نمی‌شود فرد دست به هیچ عملی نزند. اما افرادی که دچار حالت ترس مرضی شدید از ارتفاع (بلندی) هستند خطر نمی‌کنند که حتی وارد ساختمان بلندی شوند که باید از آن بالا، پایین را نگاه کنند و حتی تصور این کار هم برایشان مشکل است.

دكتر رسلر از دانشگاه ایموری كه تحقیقات زیادی روی مقوله ترس انجام داده است، می‌گوید: نه‌تنها ما بلكه گروه‌های زیادی از دانشمندان در سراسر جهان مشغول بررسی این نكته هستند كه چگونه زیست‌شناسی مغز به واسطه تغییرات محیطی دستخوش دگرگونی می‌شود و این كه چگونه این تغییرات زمینه‌ساز شكل‌گیری تجربیات و برجای ماندن خاطرات متنوع می‌شوند؟
محققانی همچون رسلر بر این باورند كه پیدا كردن پاسخی روشن برای این پرسش، كلید دستیابی به تصویر شفافی از مغز و فرآیند شكل‌گیری تفكر در آن است. رسلر از مدت‌ها پیش مشغول مطالعه نوعی ساختار شیمیایی در مغز بوده است كه در یاد گرفتن این نكته كه «باید بترسیم» و همچنین «اعمال كنترل» بر ترس، نقشی اساسی ایفا می‌كند. در تازه‌ترین مطالعاتی كه در این زمینه صورت گرفته است، محققان نشان داده‌اند موش‌های آزمایشگاهی كه فاقد این ساختار خاص شیمیایی ـ كه BDNF نامیده می‌شوند ـ هستند، مشكلاتی در به خاطر آوردن ترس دارند. این دستاورد مهم برای دانشمندانی كه روی مقوله ترس و پیدا كردن راه‌هایی برای غلبه بر تبعات ناشی از آن كار می‌كنند، خبر خوشحال‌كننده‌ای بوده است. رسلر معتقد است اگر بتوان چنین فرآیندی را روی انسان پیدا كرد ـ كه البته او مطمئن است چنین چیزی امكان‌پذیر است ـ آنگاه می‌توان امیدوار بود كه تبعات عاطفی، روحی و روانی ناشی از ترسیدن یعنی عصبانیت، پرخاشگری و به یادآوردن گذشته به حداقل برسد. این موضوع از آن جهت از اهمیت برخوردار است كه میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از این مشكلات رنج می‌برند. تحقیقاتی كه در این خصوص انجام شده‌اند نشان می‌دهند تنها در آمریكا سالانه حدود 5 میلیون نفر گرفتار این نوع مشكلات روحی و روانی هستند.
اكنون به نظر می‌رسد برای غلبه بر این مشكلات نوعی دارو بتواند دانشمندان را به آرزویشان برساند.

گذشته از دارو می‌توان روی تكنیك‌های درمانی نیز حساب كرد؛ تكنیك‌هایی كه در حین ترسیدن مانع از به یاد آمدن خاطرات گذشته در مغز شود. به عقیده آنها مطالعه زیست‌شناسی مولكولی ترس، بهترین شیوه برای دستیابی به افق‌های روشن در درك واكنشی به نام ترس و اختلالات روحی و روانی مرتبط با آن به حساب می‌آید. البته این یك عرصه بسیار وسیع تحقیقاتی است و ممكن است رسیدن به بخشی از نتایج، سال‌ها زمان ببرد. همین مساله موجب شده تا برخی محققان نسبت به ورود به این عرصه دچار تردید شوند. این نكته‌ای است كه دكتر رسلر نیز به آن اعتراف كرده است. او می‌گوید: در ابتدا درخصوص ورود این تحقیقات گسترده كمی شك و تردید داشتم چون می‌دانستم دامنه این تحقیقات بسیار گسترده است.

در موش‌های آزمایشگاهی عمكلرد ساختار شیمیایی BDNF بستگی به این نكته دارد كه كدام بخش از مغز و چه زمان فعال می‌شود. دانشمندان دریافته‌اند دو منطقه از قشر پیش پیشانی مغز در این حیوانات آزمایشگاهی، ساختار BDNF را پوشیده نگاه می‌دارند. زمانی كه این ساختار در بخشی از قشر پیش پیشانی مغز موسوم به بخش prelimbic رها می‌شود خاطره یك حادثه یا رویداد ناراحت‌كننده تثبیت می‌شود، اما نكته جالب این است كه با آزادسازی این ساختار در بخش infralimbic قشر پیش‌پیشانی مغز به حیوان كمك می‌كند تا بر ترس، عصبانیت و استرس ناشی از آن غلبه كند.تا اینجای كار درخصوص موش‌های آزمایشگاهی صحبت شد. آیا می‌توان درباره غلبه بر ترس و تبعات ناشی از آن در انسان نیز به همین راحتی صحبت كرد؟ پاسخ محققانی نظیر رسلر بله است. او و تیم تحقیقاتی همراهش بر این باور هستند كه این فرآیند عملكرد مشابهی نیز در انسان دارد. آنها می‌گویند بخش‌های متفاوتی از مغز انسان نوعی ساختار شیمیایی مشابه را آزاد می‌كنند كه عملكرد مشابهی داشته و همان اثرگذاری را به همراه دارند كه پیش از این در مغز موش‌های آزمایشگاهی دیده‌ایم. این محققان نظریه جالب توجهی را مطرح می‌كنند. براساس نظریه آنها، این امكان وجود دارد كه در همان ناحیه‌ای از مغز موش كه پیش از این بررسی شد، از ساختار شیمیایی BDNF برای تقویت درمان رفتار‌شناسی افرادی استفاده شود كه از اختلالات روحی و روانی ناشی از ترس در رنج و عذاب هستند.

نكته‌ای كه كاملا روشن به نظر می‌رسد این است كه تمركز روی ساختار شیمیایی BDNF صرفا به عنوان یك آغاز در نظر گرفته می‌شود. به عبارت دیگر محققان در تلاش هستند كه در آینده، فاكتورهای مشابه دیگری نظیر BDNF پیدا كنند تا از آنها برای درمان عارضه‌های دیگر استفاده كنند.

دستیابی به درك روشنی از فرآیند ترس همواره برای دانشمندان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است و در این رهگذر دست به انجام هر تحقیقات گسترده‌ای زده‌اند. ارتباط ترس با رطیل ازجمله پروژه‌هایی است كه شاید در نگاه نخست كمی عجیب به نظر برسد. دانشمندانی كه در تلاش بودند با استفاده از رطیل ترس را در مغز انسان رمزگشایی كنند دریافته‌اند مغز نسبت به تهدیدها براساس میزان نزدیكی، جهت و انتظاری كه افراد از میزان ترسناك بودن چیزی دارند واكنش نشان می‌دهد. در این پروژه محققان واحد علوم مغزی و شناختی دانشگاه كمبریج در انگلستان با استفاده از تصویربرداری MRI فعالیت‌های مغزی گروهی از داوطلبان در حالی كه مشغول نگاه كردن به یك رطیل در نزدیكی خود بودند را به ثبت رساندند. نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد بخش‌های مختلف شبكه ترس مغز در برابر ابعاد، فاصله و جهت حركت عامل ترسناك، عملكرد واكنشی ویژه‌ای از خود نشان می‌دهند؛ رفتاری كه می‌تواند در تشخیص و درمان افرادی كه به ترس شدید بالینی مبتلا هستند كمك كند. این مطالعه نشان می‌دهد ترس به واسطه یك تك‌ساختار مغزی به وجود نمی‌آید بلكه بخش‌های متعددی به شكل یك شبكه مغزی در كنار هم واكنش ترسیدن را خلق می‌كنند.

*نكته: با شناخت ترس می‌توان امیدوار بود كه تبعات عاطفی، روحی و روانی ناشی از ترسیدن یعنی عصبانیت، پرخاشگری و به یادآوردن گذشته به حداقل برسد.

دانشمندان حتی از بازی‌های رایانه‌ای نیز برای درك بهتر ترس استفاده كرده‌اند. گروهی از آنها در پروژه‌ای بی‌سابقه و در حالی كه امیدوارند دستاوردشان بتواند به افراد مبتلا به حملات ناشی از ترس كمك كند با استفاده از یك بازی رایانه‌ای نحوه واكنش مغز را به تغییرات ناشی از ترس هنگام نزدیك شدن یك تهدید كشف كردند. دانشمندان دریافته‌اند دو منطقه مهم مغزی در فرآیند شكل‌گیری ترس دخالت دارند. بروز نقص در توازن این دو منطقه مغزی می‌تواند علت برخی اختلالات اضطرابی را توضیح دهد، اما این چه ارتباطی با بازی‌های رایانه‌ای دارد؟ دانشمندان انگلیسی برای كشف دقیق محل ترس در مغز، شركت‌كنندگان را با استفاده از یك بازی رایانه‌ای وحشتناك ترساندند. در این بازی حیوانات مصنوعی شكارچی، افراد را در یك مسیر پرپیچ و خم دنبال می‌كردند و در صورتی كه آنها را می‌گرفتند یك شوك الكتریكی ضعیف به افراد وارد می‌شد. همزمان با انجام بازی‌ها از داوطلبان اسكن‌های مغزی انجام شد كه نشان می‌‌داد زمانی كه حیوانات شكارگر دور هستند بخش‌‌هایی پایینی ناحیه پیش پیشانی مغز كه در پشت ابروها قرار دارد فعال می‌شوند.

این منطقه از مغز با تصمیم‌‌گیری‌های پیچیده مانند برنامه‌ریزی برای فرار ارتباط دارد، اما زمانی كه حیوانات شكارگر نزدیك‌تر می‌شوند این فعالیت به منطقه خاكستری‌مغز كه مسوول مكانیسم‌های واكنش سریع برای زنده ‌ماندن مانند مبارزه، فرار یا بی‌حركت ماندن است، انتقال می‌یابد.

تمامی این تلاش‌ها در راستای حل معمای بزرگی به نام چگونه ترسیدن در انسان و شناخت شیوه‌های موثر برای غلبه بر آن است كه به نظر می‌رسد برای رسیدن به نتایجی كه حداقل كاربردها را برای محققان علوم پزشكی و روان‌شناختی داشته باشد، باید همچنان صبر كرد.



منابع : مجله میهن +





طبقه بندی: دانستنیها، 
برچسب ها: ترس، ترسیدن، چرا می ترسیم، فوبیا،
ارسال توسط کاوه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی